رهامرهام، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 15 روز سن داره

unforgettable moments

دوباره تب ...

سلام عشق من ! فردا بايد بري پيش دبستان . از ديشب دوباره تب كردي . فكر كنم از من گرفتي . اينجا هوا باروني هست و يه كم سرد . خدا كنه زود تر خوب بشي و ديگه سرما نخوري . من هم بايد بيشتر مراقب باشم كه سرما نخورم . رهام جونم دوستت دارم . دلم برات تنگ شد....   ...
30 شهريور 1393

لوازم پيش دبستان

سلام عشق من امروز رفتيم لوازم پيش دبستانت رو تحويل داديم . هفته ديگه دوشنبه بايد بري پيش دبستان . ديشب از دفتر و مدادهات عكس گرفتم . همين يه ذره خرت و پرت 180 تومن شد . اميدوارم كه به خوشي و سلامتي از وسايلت استفاده كني و حسابي درس بخوني تا مثل من حسرت روزهاي گذشته رو نخوري .... اين دفتر نقاشي هم با عكس خودت درست كردم . جلد پشتش هم اينطوريه : كه نقاشي خودت هست . اين هم يه عكس از شورت جديد كه خودت انتخاب كردي خيلي بامزه هست : كه البته ربطي به لوازم مدرسه نداره ..... ...
26 شهريور 1393

تب

سلام عشق من ديشب خيلي تنت داغ بود . نميدونم من خنگ چرا فكر ميكردم طبيعي ؟!!! تا اينكه درجه گذاشتم ديدم نزديك 39 هستي ! الهي برات بميرم . با همون وضع تمرينات رياضي رو هم حل كردي .... بهت اموكسي كلاو دادم چون دماغت چركي بود . استامينوفن هم دادم و تا حدود ساعت 3  پاشويه كردم تا تنت خنك شد . امروز مهد كودك نرفتي .... امشب وسايل پيش دبستانت  رو عكس ميگيرم و سه شنبه بايد ببريم تحويل بديم . كلي وسيله خريديم . راستي لباس پاييزي هم خريديم . اين روزها خيلي سرم شلوغ . اصلا وقت نميكنم به تو برسم . اميدوارم اين مشكلات به زودي حل بشه . برام دعا كن . يه فكرهايي توسرم هست اگه عملي بشه ديگه راحت ميشيم .... ...
23 شهريور 1393
1